خواجه نصير الدين الطوسي ( مترجم : شاهرودى )
85
جواهر الفرائض در ارث با ترجمه فارسى ( فارسى ) قسمت 2
داده مىشود و باقيمانده به وى تعلق مىگيرد . اگر ميان وارثان فرض بَر وجود نداشته باشد ، همهء مال به كسانى كه به قرابت محض ارث مىبرند ، تعلق مىگيرد . فرزندان و همهء نزديكان پدرى ، اگرمذكّر و مؤنث داشته باشند ، قانون آن است كه مذكّر دو برابر مؤنث ارث مىبرد . نزديكان مادرى يكسان ارث مىبرند . در اين كه فرزندانِ فرزندان ، سهم پدران يا مادران خود را كه به واسطهء آنها به ميت مىرسند ، مىبرند يا بايد مال را ميان خود همان گونه كه فرزندان تقسيم مىكردند ، تقسيم كنند ، اختلاف است ؛ قول نخست نزديك است به حد اجماع برسد ، هر چند استدلال به ظاهر قرآن بر قول دوم ممكن است « 1 » . فرزندان برادر و خواهر و عمو و عمه و دايى و خاله سهم پدران يا مادران خود را كه به واسطهء آنها به ميت مىرسند مىبرند ، حال يا يكسان [ در صورتى كه از نزديكان مادرى باشند ] و يا مذكر دو برابر مؤنث [ در صورتى كه از نزديكان پدرى باشند ] در اين حكم مخالفى وجود ندارد . اگر يكى از دو رابطه با ديگرى تفاوت داشته باشد ؛ بدين معنا كه برخى از آنها ازجهت مادر كسى باشد كه به واسطهاش تقرّب به ميت پيدا مىشود و برخى از جهت پدر وى ، در اين صورت به نزديكان مادرى در صورت وحدتِ « من يتقرّبون به » يك ششم و در صورت تعدّد يك سوم داده مىشود و باقيمانده
--> ( 1 ) . شهيد ثانى در مسالك ، ج 13 ، ص 124 گفته است : « مشهور ميان اصحاب اين است كه فرزندان فرزند در ارث ، جانشين پدران يا مادران خود مىشوند ، لذا هريك سهم كسى را كه به واسطه او به ميت مىرسد مىبرد . . . سيد مرتضى - كه گروهى بسان معين الدين مصرى و ابن ادريس از وى پيروى كردهاند - گفته است : فرزندانِ فرزندان ارث را بسان فرزندان ميت تقسيم مىكنند و كسى كه به واسطه او به ميت تقرّب پيدا مىكنند ، لحاظ نمىشود . . . دليل آنها اين است كه فرزندان فرزندان ميّت در حقيقت فرزندان خود ميت شمرده مىشوند ، لذا در عموم « يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ » داخل مىشوند ؛ نساء ، آيهء 11 » .